حسن حسن زاده آملى

441

هزار و يك كلمه (فارسى)

كتابهايش آورده از اصول و فروع ، كار حوزه علميه است . ان شاء اللّه اميدواريم كه خداوند بر توفيقات آقايان بيفزايد ، شرح صدر عطا كند و همگان را به مقام محمود نايل بگرداند ، دست به قلم بفرمايند و حق حضرت مفيد را آنچنان كه هست ، ادا بنمايند . هرچند كه اين آقا الفضل للمتقّدم - قدم برداشته و كارى كرده است . چند نمونه از افكار و آراء كلامى شيخ مفيد تجرد نفس از قديم الأيام ، همه اعاظم و مشايخى كه در بقاى نفس ناطقه و تجرّد روح انسانى ، بحث نموده‌اند نظريات جناب مفيد را در حرفهايشان به ميان آورده‌اند . ابتداءا در اين‌باره به عرض برسانم كه در حكمت متعاليه ، مبانى اصيل علوم اسلامى و انسانى اين است : آنچه مركّب است فاسد مىشود . جوهر بسيط فاسدشدنى نيست . نباتات و رستنيها مركّبند ، متلاشى مىشوند ، حيوانات هم مركّب از عناصرند و متلاشى مىشوند . نتيجهء تمام ادلّهء تجرّد نفس ناطقه اين است كه نفس ناطقه چون جوهر بسيط است ، فاسدشدنى نيست ، بلكه باقى و برقرار است و همه اين فرمايشات در اين بيت آمده است : روح انسان اگر از فوق طبيعت نبود * پس چرا از همه احكام طبيعت به‌در است اين مطلبى بود در مورد تجرد نفس ناطقه كه به عنوان مقدمه عرض كرديم . جناب شيخ بهائى كه خودش ابو الفضائل است ، در شرح چهلمين حديث كتاب اربعينش كه راجع به تجرّد نفس ناطقه بحث فرموده ، مىفرمايد : و هو ( تجرد نفس ) مختار اعاظم الحكماء الالهيين و اكابر الصّوفيّة و الاشراقيين و عليه استقرّ رأى اكثر متكلّمى الاماميّة كالشّيخ المفيد و بنى نوبخت و المحقّق نصير